مرتبط با : فرهنگی
بخش دوم سخنان دکتر هادی خانیکی: مشاور فرهنگی دولت اصلاحات سپس
اظهار داشت: دکتر شريعتي در تعبير زيبايي که جان مايه زندگي اش هست تصويري از خودش
ارائه کرده که: وجودم تنها يک حرف و زيستنم گفتن همان حرف است؛ سخن گفتن و معلمي
کردن و نوشتن. آن چه مردم مي پسندند، سخن گفتن ، آن چه هم مردم مي پسندند و هم
خودم ، معلمي کردن ، اما آنچه خودم را راضي مي کند نوشتن است. و آثارم سه دسته است
؛ اجتماعيات، اسلاميات، کويريات؛ آن چه مردم مي پسندند، اجتماعيات، آن چه هم خود مي
پسندم و هم مردم، اسلاميات، اما آنچه خودم را راضي مي کند، کويريات است.
وی افزود: دکتر شريعتي در
نوشتاري از خودش به عنوان معلوم مجهول ياد مي کند. مدعاي شريعتي اين است که هم خيلي
مطرح است و هم خيلي ناشناخته.
خانیکی با اشاره به اینکه فوکو
متفکري است که عمده برخوردهايش با روشنفکران بوده است، گفت: او در زمستان 57 در ايران بوده و در گزارشي از
تاثير دکتر شريعتي به عنوان حاضر ناديدني يا غايبي هميشه حاضر ياد مي کند.
وی با طرح این نکته که شريعتي متهمي براي همه فصول است، او نه تنها
حضور داشت ، بلکه هنوز هم از زواياي مختلف به محاکمه کشيده مي شود، خاطرنشان ساخت:
در سال هاي نخست پس از پيروزي انقلاب ، نسبت به شريعتي، کم قدرناشناسي نشد، کتاب
هاي او در سطح مدارس جمع آوري شد. اتهام اوليه دکتر شريعتي اين بود که دارد دين را
زميني و قابل دسترس مي کند، امروز شريعتي متهمي است بر عکس آن دوران ! و اتهام او
اين است که شريعتي دين را فربه کرده، گويا او شريک خيلي خشونت ها و نامدارايي ها و
مداخله ها در زندگي خصوصي افراد است و گويا هيچ خلوتي را براي شهروندان باقي
نگذاشته است!
خانیکی با این توضیح که شريعتي
کويرياتي هم دارد، شريعتي اهل نوشتن هم هست، شريعتي فقط آن شريعتي اهل سخن و معلم
نيست، شريعتي را بايد نويسنده دانست اذعان داشت: ميزان رساله ها و پايان نامه هايي که در زمينه
اسلام شناسي در غرب بر سر شريعتي به پايان رسيده فراوان است، کتاب هاي شريعتي در
مصر از چاپ بيست و پنجم هم گذشته است. دايره وسيعي که شريعتي را مطرح کرده، البته
او را هم مورد نقد قرار داده، نقد شريعتي، نقدي وسيع و پردامنه و بي رحمانه بوده
است.
وی گفت: شريعتي مي گويد اگر
مي خواهيد مرا بشناسيد، مرا در نوشته هايم دنبال کنيد ، که اين نوشته ها عمدتا کويريات
است. شريعتي در کويرياتش عمدتا تعابير عرفاني و عاشقانه از دين دارد. به تعبير خود او ، شريعتي
در چامعه سه نقش داشته؛ نقش خطيب بودن ، نقش معلمي و نقش نويسندگي.
این عضو هیئت مدیره موسسه بینالمللی گفتوگوی فرهنگها
و تمدنها اظهار داشت: مرحوم
دکتر محمدتقي شريعتي آن جا که نمي توانست خودش را نگه دارد و گريه مي کرد، يادآوري
گريه هاي نيمه شب دکتر علي شريعتي بود. آن جا که پس از نوشتن در مورد رحلت پيامبر
در پاسخ به پدرش در خصوص دليل گريه اش مي گويد پيامبر را به خاک سپردم.
وی با اشاره به این که در اين
مجال من با شريعتي دانشگاهي و شريعتي انقلابي کاري ندارم و تنها به شريعتي روشنفکر
مي پردازم، تاکید کرد: فهم شريعتي را با
فهم گفتماني بايد شناخت. در تحليل گفتمان ، براي بررسي يک متن گفتاري يا نوشتاري ،
بايد به فراتر از متن رفت. بايد نسبت واژه
هايي را که در انديشه هاي شريعتي، مطهري، امام و ... وجود دارد ، با واقعيت هاي
اجتماعي و مناسبات بيروني با هم ديد.
دکتر خانیکی اظهار داشت: نسل جوان ما به درستي شعار و حرفش اين است که ما
مي خواهيم زندگي کنيم ، اين نسل وقتي جمله شريعتي را که مي گويد « ... اگر مي تواني
بميران و گرنه بمير...» ، اگر گفتمان بين دونسل صورت نگيرد و نسبت انديشه شريعتي
با واقعيت هاي زمانش شناخته نشود ، برايش قابل درک نيست و يک کج فهمي صورت خواهد
گرفت.
وی صورت زباني را فقط بخشي از يک شبکه اجتماعي، فرهنگي
و سياسي دانست و با اشاره به این که هر متني بايد بر اساس روابط درون متني و از
طرفي با رابطه آن متن با روابط اجتماعي بررسي شود ، تاکید کرد: نسبت شريعتي را با
بافت اجتماعي بايد شناخت. گفتمان شريعتي را بايد ديد، به اين معنا که آن گفت و
گوها و سخنراني ها و متن ها را بايد متن زنده اي دانست و به شناخت محيط و شرايط
توجه کرد. حتما بايد گفتمان شريعتي را شناخت و هر يک از گفته هاي شريعتي را در
زمان خودش شناخت. گفتمان شريعتي اين است
که با يک دشمن مسلط يعني امپرياليسم و با يک رقيب يعني مارکسيسم روبرو بود و با
نگاه ديني و انتقادي به سنت ، به دين مي پرداخت. ادامه دارد.
|