برادر ارجمندم آقای
امیر ترقی نژاد طی
نقد کوتاهی به عملکرد اطلاع رسانی دولت اشاره کرده اند که :
« در حالیکه تا یکسال دیگر دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری برگزار می شود دولت نهم به دلیل عملکرد ضعیفش در بخش اطلاع رسانی نتوانسته گزارش جامع و درستی را به افکار عمومی ارائه نماید. دولت نهم در طول این سه سال گذشته بارها در مناسبت های مختلف ( هفته دولت ، سفرهای استانی و ... ) سعی کرد با ارائه یک گزارش جامع این نقصیه مهم را برطرف نماید. اما به دلایل مختلف نتوانست بر این مشکل فائق آید. اگر چه کارشناسان مهمترین دلیل را بر عدم حضور نیروهای متخصص در بخش اطلاع رسانی می دانند ولی به نظر می رسد حضور مدیران ارشد یک سازمان که به امر مهم و خطیر اطلاع رسانی اعتقادی ندارند بر پیکره این بخش آسیب هایی را وارد نموده که نمونه آن علاوه بر نارضایتی افکار عمومی باعث تغییر و جابجایی خود شدند. »
و در ادامه افزوده اند که : « نقدی که به عملکرد دولت نهم در بخش اطلاع رسانی وارد است در این نکته است که آنها به محدودیت ها و وظایف خود آشنا نیستند. آنها گمان می کنند که رسانه های جمعی می توانند کلیه گزارشات و مطالب آنها را به شکل دلخواه آن سازمان منعکس نمایند در حالیکه یک رسانه با چارچوب و اهدافی خاص فعالیت می نماید. همچنانکه بارها مشاهده شد که وقتی یک رسانه نقدی علیه آن سازمان داشت آن سازمان به جای یک پاسخگویی مناسب بر طبل خود دو چندان کوبید و موجبات نا امیدی در اطلاع رسانی را تقویت نمود.»
و سپس نگرانی خود را چنین بیان کرده اند که : « به حر حال دولت نهم باید در نظر باشد تا یکسال دیگر باید وارد دوره جدیدی از انتخابات شود و اگر نتواند در طول این یکسال بخش اطلاع رسانی خود را تقویت نماید یک بازنده است چرا که هرچه زحمت کشیده به خاطر این عملکرد ضعیف در بخش اطلاع رسانی ، افکار عمومی او را قبول نخواهد کرد.»
فرصت پرداختن به نگرانی ایشان و عوامل آن در این مجال نیست ، اما از بعد ارتباطی و اطلاع رسانی باید عرض کنم که اتفاقا دولت نهم در زمینه ارتباط با رسانه ها به ویژه بهره گیری از رسانه ملی حد اقل یک گام جلوتر از دولت اصلاحات هست و گرچه ارتباط مطلوبی با عموم رسانه ها ندارد و برای ارتباط دوسویه تلاش کمی صورت داده ، اما ارتباط یکسویه را به خوبی داشته و در مقاطع مختلف این فرصت را در رسانه ملی یافته تا به طور مستقیم با عموم مردم ارتباط برقرار نماید ، چیزی که دولت خاتمی یا از آن محروم بود و یا از آن به خوبی بهره نبرد.
اما مشکل دولت نهم این است که در ارتباط با مردم صادقانه برخورد نکرده ، رسانه ها صرفا یک مجرای ارتباطی یا کانال هستند ، آن چه بر رسانه به عنوان ابزار ارتباطی می نشیند محتوای پیام است و این محتواست که می تواند افکار عمومی را تحت تاثیر قرار بدهد و آنان را متقاعد سازد.
بنابر این دولت نهم با استفاده از خصوصا رسانه ملی محتوای پیامش اشکال دارد.
شما می توانید فقط به همین تورم و گرانی لجام گسیخته بالای 22 درصد نگاه کنید و بازخوردهای دولت نهم را ارزیابی کنید. خواهید دید که این دولت از رسانه استفاده کرده اما با نگاهی به محتوای پیامش درمی یابید از این ابزار برای فرافکنی و ایراد اتهام به اشخاص مجهول با عنوان مافیا بسنده کرده و جالب اینکه پس از قریب سه سال این مافیاها به دستگاه قضایی سپرده نشده ، این در حالی است که همه مشکلات گرانی و تورم را یا به گردن مافیاهای ناشناخته می اندازند و یا بر سر وزرا شکسته می شود و معزول می شوند. خوب است به
افشاگری وزیر سابق اقتصاد و دارایی آقای دکتر دانش جعفری توجه کنید.
فراموش نباید کرد که رسانه ها یک ابزار هستند و گرچه انتخاب نوع رسانه یکی از موضوع های مهم در فرایند انتقال پیام است ، اما محتوای آن چه در رسانه قرار می گیرد و یا بر محمل رسانه می نشیند تعیین کننده است.
+
نوشته شده در یکشنبه 15 اردیبهشت1387   توسط محمد امامی
|