مرتبط با : اجتماعي
سرمقاله جمهوری اسلامی:
تحلیل قضیه کاظمینی بروجردی
این هشدار را جدی بگیرید
سالهاست که فریاد نخبگان جامعه از اوجگیری سطحی نگری و ترویج ظاهر بینی مذهبی توسط عده ای از گردانندگان محافل مذهبی بلند است!
بسم الله الرحمن الرحيم
ماجراي سيد محمد كاظميني بروجردي كه روز يكشنبه همين هفته بعد از يك شبانه روز تشنج در خيابانهاي اطراف خانه اش در يكي از مناطق غرب تهران دستگير شد بيش از هر چيز بايد براي مسئولين نظام جمهوري اسلامي يك هشدار باشد. به اين واقعه ميتوان نگاهي ساده و معمولي هم داشت و آنرا به چيزي نگرفت ولي اين كار در واقع صورت مساله را پاك كردن و از واقعيت هاي تلخ و هشدار دهنده جامعه غفلت نمودن است كاري كه نه منطقي است و نه چاره ساز. بنابر اين مسئولين نظام بايد اولا به اين واقعه به عنوان بخشي از يك جريان نگاه كنند و ثانيا شهامت روياروئي با اين جريان غيرقابل ناديده گرفتن را داشته باشند آنرا ريشه يابي كنند و با عوامل و علل بوجود آمدن آن بصورت اصولي برخورد نمايند.
توجه به نكاتي كه در اينجا ميآوريم ميتواند به شناخت اين جريان كمك كند و مسئولان و دست اندركاران را براي انجام وظيفه اي كه در قبال آن برعهده دارند ياري نمايد.
1- فردي كه محور اين ماجراست يك روحاني كم سواد است كه توانسته عده اي از مردم را دور خود جمع كند و آنها را با ادعاهاي دروغين كه دارد فريب دهد. به بخشي از اين ادعاها توجه كنيد تا با ابعاد فعاليت هاي او آشنا شويد. اطرافيان و همدستان اين فرد درباره او مي گويند:« هر روز كثيري از مردم گرفتار و درمانده از همه جا صبح و عصر از شهرهاي دور و نزديك به منزل وي مراجعه مي كنند و او با توسلات و دادن نسخه « قرآن درماني » و استخاره و راهنمائي حل مشكل مي كند مشكلاتي كه گريبان گير همه مردم است از قبيل انواع مرض ها سرطان ها اختلاف ميان زن و شوهرها بچه دار شدن دفع شر دفع موانع ازدواج دفع افراد شرور و رفع موانع جوانان از قبيل ازدواج كار و دوستان ناباب»
اين ظاهر و پوسته ماجراست براي آنكه بتواند افراد گرفتار را جذب كند و زمينه را براي اهداف بعدي فراهم نمايد. آنچه در باطن اين جريان مي گذرد چيز ديگري است .
2- اين روحاني كم سواد كه از نظر مراحل تحصيلي حوزوي در اولين مرحله مقدماتي درجا زده خود را آيت الله العظمي ناميده و همدستانش با بهره گيري از پسوند «بروجردي » در نام فاميل و خاندان وي عنوان پرطمطراق « آيت الله العظمي سيد محمد كاظميني بروجردي » را برروي پوسترها و اوراق تبليغاتي برايش مي نويسند تا اين امكان را بوجود بياورند كه او را شايسته برخورداري از نيابت حضرت صاحب الامر ارواحنا فداه معرفي كنند. اين اقدام راه را براي اطاعت پذير شدن مراجعان ساده لوح و جاهل و تبديل شدن آنها به مريدان پاكباخته هموار مي كند و او مي تواند به راحتي خود را واسطه ميان آنان و امام زمان عليه السلام جا بزند.
3- چنين فرد شيادي عنوان نيابت امام زمان عليه السلام و حلقه واسطه ميان آنحضرت و مردم بودن را براي چه مي خواهد اگر خوشبين باشيم بايد در جواب بگوئيم : براي اخاذي از مردم و تامين دنياي خود و اگر خوشبيني را كنار بگذاريم بايد بپذيريم كه هدف بالاتري وجود دارد و آن كمك كردن به جريان ضد ديني فعالي است كه درصدد ترويج پوچگرائي عرفان كاذب و ظاهربيني است تا از اين طريق پايه هاي اعتقادي حكومت ديني را سست و متزلزل نمايد...
4- عرفان كاذب ظاهربيني و سطحي نگري كاري ترين حربه براي مقابله با اعتقادات ديني هستند. اين جريان اگر رنگ ديني به خود بگيرد و به مقابله مذهب عليه مذهب تبديل شود حربه كارآمدتري خواهد بود. بني اميه و بني عباس و همه جريان هاي باطل در طول تاريخ اسلام و حتي اديان ديگر از همين حربه سود جستند و اهداف خود را عملي ساختند.
بايد دلايل كارآمدي اين حربه را پيدا كرد. آيا نمونه هاي مشابه را در صدر اسلام و در ميان عناصري همچون خوارج نهروان كه شب با صداي گيرا و حزين قرآن مي خواندند ولي صبح به روي حجت خدا شمشير مي كشيدند نمي توان پيدا كرد ! فرموده معروف مولا كه « رب تالي القرآن و القرآن يلعنه » همين واقعيت را بيان مي كند كه دشمنان قرآن با ظاهر طرفداري از قرآن به صحنه ميآيند تا بتوانند با تمسك به ظاهر قرآن پيكار عليه باطن قرآن را سامان دهند. اين حربه اي موثرتر است .
5- هواداران اين روحاني نماي كم سواد و شياد براي آنكه مسئولان قضائي نظام ديني كه يك نظام قانوني و مردمي است نتوانند او را احضار كنند و با انحرافات او برخورد قانوني نمايند با انواع سلاح هاي سرد از قبيل شمشير قداره قمه زنجير نارنجك جنگي كوكتل مولوتوف و چند قبضه سلاح گرم به ميدان آمدند و با مامورين قانوني به مقابله پرداختند.
اينان چه كساني بودند آيا مردان و زنان اجير شده اي بودند كه پول مي گيرند و به نفع هركس كه پول بدهد مي جنگند! خير اينها افرادي سرسپرده و بشدت معتقد به اين روحاني نماي شياد بودند كه مقاومت مسلحانه شان در برابر قانون و ماموران قانوني نظام جمهوري اسلامي با تكيه بر اعتقاداتشان بود!
6- فاجعه درست در همين نقطه است . اگر مشتي افراد بي بندو بار در اطراف اين فرد جمع شده بودند و در حمايت از او به مقابله با ماموران حكومتي پرداخته بودند اصولا نبايد به خود زحمت مي داديم و درصدد نگارش اين مقاله و جستجوگري براي شناسائي ريشه هاي اين جريان مي پرداختيم . آنچه اين واقعه را حساس و هشدار دهنده كرده است وجود افراد متدين در اين ماجرا و حمايت آنها از اين فرد شياد است .
7- حمايت هاي تبليغاتي راديوهاي بيگانه از اين فرد و اطلاع رساني تفصيلي و ريز از وقايع توسط راديوهاي آمريكا انگليس رژيم صهيونيستي و چند راديوي ديگر و گزارشهاي لحظه به لحظه از اين واقعه بخش ديگر اين ماجراست كه هرچند تحليل هاي مفصلي را مي طلبد اما چون فعلا درصدد پرداختن به اين بعد قضيه نيستيم از آن در مي گذريم و صرفا توجه خوانندگان گرامي رابه اين نكته جلب مي كنيم كه فقط ظرف روزهاي شنبه و يكشنبه اين هفته بيش از 10 هزار كلمه مطلب در گزارش هاي راديوهاي بيگانه به اين ماجرا اختصاص يافت .
محور گزارشها هم يكي درگيري بر سر جدائي دين از سياست و ديگري مقابله مردم با نيروهاي حكومتي بود. كدام حكومت حكومت ديني ! محور مقابله با حكومت ديني كيست يك روحاني كه البته همه راديوهاي بيگانه تلاش مي كنند كه او را « آيت الله » بنامند و درگيري ها را نيز اختلاف ميان روحانيون و مردم متدين از يكطرف و حكومت ديني از طرف ديگر معرفي كنند.
8- همزمان با اغتشاشي كه اين جماعت برپا كردند و همراه با گزارش هاي لحظه به لحظه كه از اين اغتشاش توسط راديو دولتي انگليس پخش ميشد در داخل هم عناصري از همين جريان اوراق تبليغاتي تحريك كننده اي ميان مردم در نقاط مختلف شهر تهران توزيع كردند كه در آن با استفاده از تعبيرات مذهبي و اشاره به قطعه هائي از تاريخ اسلام و ظلم هائي كه به خاندان پاك پيامبر اكرم شد تلاش نمودند مظلوم نمائي كنند. آنها خود را « فاطميون » ناميدند و نظام جمهوري اسلامي را كه در نهايت مظلوميت با اين عناصر شرور مواجه است به حكومت هاي ظالمي كه در طول تاريخ اسلام بر فاطميون ظلم نمودند تشبيه كردند!
آنها در همين اوراق در توصيف خود نوشتند : « انا محرومون و مظلومون و مغمومون و مضروبون و مجروحون و محكومون » و ناله « هل من ناصر » سردادند و همين روحاني نماي كم سواد كه بماند حتي فرزند او را «پيشواي مذهبي مستقل ايران » ناميدند.
اين مجموعه را اگر در كنار تبليغات حاميانه راديوهاي بيگانه و قمه و قداره و شمشير و نارنجك جنگي و سلاح گرمي كه هواداران متدين و مذهبي اين جريان در اختيار داشتند و در جريان اغتشاشها عده اي از مردم و ماموران قانوني را مجروح نيز كردند قرار دهيد نتايج جالبي بدست خواهد آمد.
9- اكنون زمان پيدا كردن پاسخ اين سئوال فرا رسيده است كه چرا چنين جريان هاي آلوده و منحرفي در جامعه اسلامي و انقلابي ايران رشد مي كنند بطور طبيعي در جامعه اي كه با يك نظام ديني اداره مي شود وقتي يك جريان خرافي در برابر اين نظام خودنمائي مي كند نبايد مجال رشد بيابد زيرا به اندازه كافي آگاهي هاي ديني در اختيار مردم قرار مي گيرد و مردم در برابر انحرافات ديني واكسينه مي شوند و جائي براي بروز و ظهور جريان هاي شياد باقي نميماند. با اينحال چرا بازار امثال سيدمحمد كاظميني كه زياد هم هستند رونق فراواني دارد و معتقدان به آنها نيز تا پاي جان از آنها دفاع مي كنند اشكال كار در كجاست
پاسخ دادن به اين سئوال بسيار آسان است البته اگر منصفانه و خالي از جانبداري هاي بيجا به ماجرا نگاه شود. به اين واقعيت ها توجه كنيد.
الف ـ سالهاست كه فرياد نخبگان جامعه از اوجگيري سطحي نگري و ترويج ظاهربيني مذهبي توسط عده اي از گردانندگان محافل مذهبي بلند است . از رهبر معظم انقلاب و مراجع معظم تقليد گرفته تا بسياري از علما و نويسندگان و خطبا و صاحبنظران بارها در اين زمينه هشدار داده اند ولي نه تنها كمترين اقدامي براي منضبط نمودن اين امر صورت نگرفته بلكه هر روز اين بساط گسترده تر شده و مشتريان زيادتري را جلب كرده است .
ب ـ جريان هاي مرموزي وجود دارند كه با ترويج مكتب هاي وارداتي و البته ساختگي و حتي استعماري مثلا عرفاني تلاش مي كنند مردم را جذب كنند. درباره خطر اين جريان هاي آلوده تاكنون تذكرات خوبي داده شده ولي در عمل اقدامي براي مقابله با آنها صورت نگرفته است .
ج ـ رسانه ملي كه به فرموده امام بايد دانشگاه باشد متاسفانه در بخش معارف ديني و شعائر مذهبي به بلندگوئي براي همان گردانندگان سطحي نگر و ظاهربين محافل مذهبي تبديل شده است . پخش صحنه هاي مراسم مذهبي خالي از مطالب عميق و پر از مطالب خرافي و انحرافي از تلويزيون بيشترين تاثير را در ترويج اين جريان خطرناك دارد. مي گويند و مي گوئيم كه صدا و سيما مطالب ارزنده هم دارد. اين درست است لكن طبيعت كار مذهبي چنين است كه يك مطلب خرافي تاثير ده ها مطلب ارزنده را از بين مي برد و همه را خنثي مي كند.
د ـ حداقل 20 سال است كه بهترين امكانات رسانه اي را احزاب كشور ما كه عمدتا سياسي ـ مذهبي هستند عليه همديگر بكار مي گيرند تا همديگر را خائن يا حداقل ناكارآمد معرفي كنند. مردم با شنيدن و خواندن اين مطالب چه نتيجه اي مي توانند بگيرند آيا غير از اينست كه به اطراف ماجرا بدبين مي شوند و تاسف بارتر اينكه اصل نظام ديني نزد آنها زير سئوال مي رود اين مردم كه نمي خواهند از دين رويگردان شوند وقتي با چنين وضعيتي مواجه ميشوند آيا مي توانند به چيزي غير از محافل ديني پناه ببرند محافل ديني موجود بر سر راه مردم متعدد و متنوعند عده اي نيز به دام جريان هاي بظاهر ديني ولي در باطن آلوده و انحرافي مي افتند. در اين ميان چه كسي مقصر است
ح ـ چند سالي است كه حتي بسياري از خودي ها فرياد برميآورند كه 16 سال از عمر نظام جمهوري اسلامي به تباهي گذشت . همه مسئولين از نظر اين افراد تبهكارند چه روحاني و چه غيرروحاني . امكانات كشور در اين 16 سال از نظر اين افراد غارت شده و براي كشور نه تنها اصولا هيچ كاري صورت نگرفته بلكه همه خيانت كرده اند! اين تبليغات كه از رسانه ملي نيز پخش شده و مي شود علاوه بر اينكه دروغ است اساس انقلاب و رهبري و روحانيت و نظام حكومتي ديني را زير سئوال مي برد. در همين چارچوب حتي به بعضي مداحان اجازه داده مي شود بدترين تعبيرات را عليه بالاترين و انقلابي ترين مسئولين نظام جمهوري اسلامي بكار ببرند و به حريم مراجع تقليد نيز دست اندازي كنند. به اين اقدام اگر از زاويه مذهبي نگاه كنيد نه سياسي به اين نتيجه طبيعي خواهيد رسيد كه خيل عظيم جوانان به نظام ديني بدبين و به سوي همين جريان هاي ظاهرساز و ظاهربين سوق داده ميشوند. تسامح در برابر اين خطرها تا كجا و تا چه وقت
ط ـ پيدايش مدعيان نيابت امام زمان كه بماند كساني كه مدعي شده اند و مي شوند كه خود امام زمان هستند در اين اوضاع و احوال آشفته و گرويدن عده اي عوام به آنها پديده غريبي نيست . آيا باورتان مي شود كه تعدادي زن در تهران و اصفهان و كرج و قزوين در همين سالها و ماه هاي اخير مدعي شده اند كه همسر امام زمان عليه السلام هستند و آيا باور مي كنيد كه عده اي نيز دور آنها جمع شده اند و به آنها معتقد شده اند اينها متاسفانه واقعيت هاي تلخي است كه وجود دارد.
ي ـ تاسفبارتر اينكه افرادي در همين آشفته بازار ادعاي خدائي كرده اند و توانسته اند عده اي را نيز دور خود جمع كنند و حتي فجايع ناگفتني زيادي نيز ببار بياورند كه قلم چون به اينجا رسيد سر بشكست ...
هـ ـ از همه اينها تاسف بارتر اينكه اخيرا باورهاي غلط و خرافي پشتوانه متكي بر قدرت نيز پيدا كرده است . افسانه هائي از قبيل « هاله نور » و ادعاهائي از قبيل علم و اطلاع از عاقبت كار توسط كساني كه يكي از وظايف حتمي آنها مبارزه با اين امور است كار را دشوارتر و شيب اين مسير خطرناك را تندتر كرده است .
اين مصائب اگر در جامعه اي كه با يك نظام غيرديني يا يك نظام ديني غيرانقلابي اداره مي شود رخ ميداد بهيچ وجه موجب نگراني نبود اما مشاهده اين پديده هاي خطرناك در جامعه ما كه نفس گرم عارف سالك روشن ضميري همچون حضرت امام خميني با آن افكار انقلابي و مترقي به آن دميده شده و عالم روشن بين و فرزانه اي همچون حضرت آيت الله خامنه اي در راس آن قرار دارد بسي غيرمنتظره و باورنكردني است . مقابله با اين جريان خطرناك كه ماجراي سيد محمد كاظميني بروجردي فقط يكي از زائده هاي شرم آور آنست كار دشواري نيست بشرط آنكه اراده لازم وجود داشته باشد.
مردمي كه فريب چنين افرادي را مي خورند قابل سرزنش نيستند زيرا در جامعه به اندازه كافي روشنگري صورت نگرفته و بطور طبيعي زمينه براي چنين انحرافاتي وجود دارد. مسئولان بايد همت كنند و اين زمينه ها را برطرف نمايند و جامعه را از عوارض خطرناك آن كه چه بسا اهداف پنهان سياسي نيز در پس آن باشد نجات دهند. مگر يادمان رفته است كه دولت آمريكا 40 ميليون دلار براي ترويج انحرافات در مداحي ها و محافل مذهبي ايران با هدف لطمه وارد ساختن به نفوذ روحانيت در جامعه سرمايه گذاري كرده و خبر آنرا آشكارا منتشر نموده است اين يعني دنبال كردن اهداف سياسي از طريق ابزار قرار دادن عناصر مذهبي .
خوشبختانه نفوذ كلام رهبري و مراجع تقليد در جامعه بقدري زياد است كه همه اين توطئه ها را ميتواند خنثي كند. كافي است طرح جامعي براي مبارزه با اين جريان خطرناك تهيه شود و اراده اي جدي براي اجراي آن وجود داشته باشد. علاوه بر ابزارها و امكانات حكومتي قلم ها و زبانهاي گويا و صاحبنظران و روشنفكران ديني صاحب درد و انگيزه براي پيگيري اين موضوع فراوانند و با همت و پشتكار و تلاش خود در مدتي كوتاه اين هدف مقدس را محقق خواهند نمود و چهره اسلام را از اين زنگارها پاك خواهند ساخت .
فرصتي كه امروز در اختيار قرار دارد براي اين كار بهترين فرصت است . اين فرصت را نبايد از دست داد; زيرا علاوه بر اينكه رها ساختن اين جريان يك خطر براي نظام حكومتي ديني است معلوم نيست از اين پس هرگز چنين فرصت مناسبي پيش بيايد. همه مسئولند و كوتاهي از هيچكس قابل قبول نيست . اين هشدار را همه بايد جدي بگيرند و هركس كوتاهي كند در برابر خدا و نسل هاي آينده كه در عوارض منفي اين جريان آلوده دست و پا خواهند زد هيچ پاسخي نخواهد داشت . |