مرتبط با : اجتماعي
دوست ارجمندم آقای محمود شهرآبادی در یکی از پستهای وبلاگ شهرآباد متنی به این شرح آورده است : « برداشت اول ایستگاه اول اتوبوس واحد - اتوبوس ایستاده است و هنوز کسی از مسافرین سوار اتوبوس نشده است سوار اتوبوس می شوم می بینم که همه صندلی ها خالی است می مانم که روی کدام صندلی بنشینم با شک و تردید زیاد یکی از صندلی ها را که به نظر خودم دارای مزایای بیشتری است انتخاب می کنم کمی روی آن جابجا میشوم به نظرم جالب نمی آید جای خود را عوض می کنم کم کم مسافرین دیگر هم می رسند و صندلی ها پر میشود همه اش به این فکر می کنم که کاشکی روی صندلی مناسب تری می نشستم و از انتخاب خود راضی نیستم !
برداشت دوم در یک ایستگاه بین راهی منتظر اتوبوس واحد هستم بعد از مدتها یک اتوبوس شلوغ از راه می رسد خوشحال میشوم - بزور خودم را سوار اتوبوس می کنم ازدحام جمعیت زیاد است از اینکه توانسته ام سوار شوم خیلی خوشحال هستم در ایستگاه بعدی مسافرینی پیاده میشوند کمی دست و پایم باز میشود خیلی خوشحال و راضی هستم یک ایستگاه مانده به آخر صندلی کناری خالی میشود و روی آن می نشینم و خیلی احساس رضایت و خوشحالی و موفقیت می نمایم ! »ّ
... و برخی از خوانندگان وبلاگشان افاضاتی نموده اند، اما من می خوام برای این مطلب یک برداشت سوم بنویسم!
برداشت سوم در منزلم نشسته ام، عزم رفتن در من شکل می گیره، تلفن بی سیم را می آرم از همان جا که نشستم به ۱۲۹ زنگ می زنم و نشانی را می گم، هنوز ۱۰ دقیقه نگذشته که زنگ خونه به صدا در می آید، فرزندم اف اف را برمی داره، درسته خودروی ۱۲۹ جلوی در خونه منتظرمه! از خونه بیرون می آم با کمال خونسردی و احترام و راحتی روی صندلی های نرم خودروی ۱۲۹ که کولر آن هم روشن است و خودم آن را به خدمت گرفته ام و در اختیارم هست می شینم. کمربند ایمنی رو هم محکم می بندم تا در هنگام تصادف احتمالی آسیبی نبینم! در بین راه از اتوبوس شرکت واحد سبقت می گیریم! از پنجره ی اتوبوس نگاهی به افرادی که همچون شقه های گوشت قربانی به لوله های داخل اتوبوس آویزان هستند نگاه می کنم و خدا را شکر می گم که این توانایی رو به من داد تا بتونم اختیار خودم رو خودم داشته باشم و دقیق و سریع به همان مسیر و مقصدی برم که می خوام! از آلودگی ها، تاخیرها، شلوغی ها ، خطرها و درگیری های احتمالی در امان باشم. زودتر به مقصدم برسم. وقت و انرژی کمتری صرف کنم و قبراق و سرحال خدمتگزار خوب و با نشاطی برای مردم باشم. هنوز دقایقی نگذشته که از دور گنبد و بارگاه حضرت ثامن الحجج (َع) روحم رو نوازش می ده، همونجا دعا می کنم که خدا به برکت وجود آقا، به همه این امکان رو بده تا بتونن با در اختیار گرفتن وسیله ای راحت و بی دردسر، همواره مسیرشون رو به مقصدهایی که دارن به سلامتی و عزتمندی طی کنند! |