کم توجهی یا بی توجهی به افکار عمومی و دغدغه ها، نگرانی ها
و ابهام های مخاطبان و به ویژه نیروی انسانی سازمان یکی از مشکلات جامعه ما در
فرایند ارتباطی بین دولت و ملت است.
سازمان های هوشمند و مدیرانی که شناخت ، آگاهی ها و
توانمندی های لازم را برای برقراری یک ارتباط دوسویه و فعال با مخاطبان دارند و به اهمیت آن واقف هستند،
همواره دریچه های ارتباطی گوناگونی را برای تزریق داده ها و اطلاعات برای خود و
سازمان پیش بینی می کنند و آن ها باز نگاه
می دارند.
کم توجهی یا بی توجهی به این ارتباط دوسویه می تواند منجر
به بروز بحران هایی در جامعه شود که اداره کردن آن به سادگی مقدور نباشد.
مدیران و روابط عمومی های مردم مدار با طرح ریزی فرایندهای
کاری مبتنی بر ایده های کارشناسی و بهره مندی از آگاهی مخاطبان و با آماده سازی
ذهنی سازمان و مخاطبان آن از یک سو و آگاه سازی دست اندرکاران از کاستیهای
فعالیتشان، بستر مناسبی را برای موفقیت
طرح ها و پروژه ها فراهم می آورند.
این روزها سرنوشت کار و زندگی بخش عمده ی کارکنان که از
آنان به موتور محرکه ی سازمان تعبیر می شود با اجرای اصل 44 و حرکت برخی شرکت های
دولتی به سمت خصوصی سازی ، متاثر می شود و آگاهی بخشی به مردم ، کارکنان و مسئولان
ضرورتی انکارناپذیر است که هرگونه قصور در این خصوص علاوه بر این که جریان خصوصی
سازی را با اختلال مواجه می سازد ، اعتماد مردم و انگیزش نیروی انسانی سازمان ها را خدشه دار ساخته و بحران آفرین می شود.
شفاف سازی موقعیت های پیش رو و اطلاع رسانی سریع و دقیق می
تواند ، اصلاح کاستی های موجود در روش های اجرایی خصوصی سازی را به دنبال داشته
باشد و در نتیجه فرصت های خوبی را برای توسعه و پیشرفت کشور و شکوفایی اندیشه ها و
بالندگی نیروی انسانی فراهم آورد.