تبليغاتX
بهــار نو
چهار عامل فروپاشی يک نظام از نظر امام علی (ع): 1- مسئوليت سپردن به فرومايگان 2- به انزوا بردن شايستگان 3- رها کردن مسايل اصلی و حياتی جامعه 4- روی آوردن به مسايل فرعی . (غررالحکم)
عشق يعني ظاهر باطن نما / باطني آکنده از نور خدا
      مهدی آذر یزدی (بابای قصه گوی خوب بچه های خوب)
  امروز فرصتی پیش آمد تا به دعوت دوست و برادر ارجمندم آقای محمد جواد اولیا مدیر کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان استان یزد در مراسم افتتاحیه دومین جشنواره قصه گویی منطقه ۶ کانون که در تالار هلال احمر یزد برگزار می شد شرکت کنم.

جشنواره با حضور مربیان و تلاشگران عرصه ی فرهنگ و هنر و ادب حال هوای خاصی یافته بود. پس از شنیدن آیاتی از سوره ی شمس از قزآن کریم که به دلیل کثرت دیدن و شنیدن آن در مراسم گوناگون تعداد دفعات دیدن آن به یادم نمی آید، و برنامه های مقدماتی ، صدای دلنشین بابای خوب بچه ها « مهدی آذر یزدی » جان ها را نوازش داد.

 صدای شیوای او که همچون همیشه متواضعانه از اینکه به دلیل رنجوری و بیماری موفق به شرکت در این جشنواره نشده بود عذرخواهی می کرد همراه با تصویر وی در خانه ی محقرش آغازگر این جشنواره بود.

        آقای محمد جواد اولیا نیز با ابیات نخستین شعری از غلامرضا محمدی (کویر) به میهمانان اینگونه خیر مقدم گفت که:

سلامی صمیمانه ، سرمست ، ساده
به خوبان مهمان دارالعباده

سلامی خجسته ، چو گل دسته دسته
به خیل هنرمند اینجا نشسته

سمن بو سلامی ز احساس لبریز
بر این تشنه صحرای طوفان برانگیز


       و در خصوص شخصيت استاد مهدي آذر يزدي اینگونه ادامه داد که : خدمات اين پدر قصه‌هاي خوب براي بچه هاي خوب و شخصیت فرهنگی کشور را در اين مراسم ارج مي نهيم و چه پسنديده است در اين گونه مراسم از بزرگان و اديباني كه در عرصه‌هاي فرهنگي فعاليت نموده اند تجليل به عمل آيد.

       وي برگزاری اين گونه جشنواره‌ها را باعث رشد فرهنگي و آشنايي مردم با ادبيات ملي و هدف از برگزاري اين جشنواره را ترويج فرهنگ قصه گويي و قصه خواني دانست و اظهار داشت: كانون پرورش فكري كودكان ونوجوانان بايد با شيوه‌هاي هنري بر روي زبان و ادبيات فارسي كار نمايد و آن را در جامعه گسترش دهد. 
       مدير كانون پرورش فكري كودكان ونوجوانان استان يزد در پايان يادآور شد: قصه‌ها بايد از لحاظ محتوا در عين حال كه به حماسه و حماسه سرايي توجه دارند به ادبيات ديني و ملي نيز توجه زيادي داشته باشند. 
       حجت الاسلام معزالدینی نیز کلامش را با شعر آغاز کرد و در سخنانی کار قصه گویی و قصه پردازی را کاری خدایی  دانست و مخاطبان را از افسانه بافی نهی کرد.


وی از  قصه گویی به عنوان  ابزاری موثر برای ملموس کردن مفاهیم پیچیده یاد کرد و تاکید کرد قصه گویی نباید هدف قرار گیرد بلکه باید به عنوان وسیله ای بسیار کارآمد در حد و اندازه ی لازم مورد استفاده قرار گیرد و در ادامه ی کار مخاطبان سطوح دیگر جامعه را باید به تعقل و تفکر کشاند.


       در ادامه ی این جشنواره نمایش  از خاک تا نور کار مرکز شماره ۴ کانون یزد به نویسندگی منیره السادات سید مورتی  به مناسبت سال پیامبر اعظم (ص) اجرا شد.

سپس گروه سرود دختران مرکز شماره ۲ کانون  سرود زیبای انتظار سروده ی آقای محمدرضا آخوندی را اجرا کردند:

کوچه رو آب بپاشید صدای پای یار می آد
پنجره ها رو وا کنید زمزمه ی بهار می آد

پرستو ها غزلخونند ، هوای دل بهاریه
سینه ی آسمـــــون پر از چلچله و قناریه

هزار ساله که کوچه ها پر شده از دلواپسی
کی می شه از راه برسی ، ای گل ناز اطلسی

نازنین منتظرم نذار دلم حروم بشه
نمی خوام که زندگیم بدون تو تموم بشه

همه آرزوم اینه که خاک پای تو بشم
تو منو قبول کنی ، منم فدای تو بشم

 

پرده خوانی و اجرای زیبای نقالی داستان عشق بیژن و منیژه بخش دیگر این جشنواره بود که توسط خانم مریم حیدری و مرشد نوجوان آقای محمد جواد ضیایی و به کمک پرده ای در ابعاد حدودا دو متر در سه متر ،  حاضران را به وجد آورد و زمینه ای دیگر از توانمندی های فرهنگ غنی ایرانی به نمایش گذاشته شد.

نوجوانان شهرستان خاتم و ابرکوه نیز در یک کار مشترک در بخش پایانی مراسم افتتاحیه ، به اجرای زیبای موسیقی محلی و رقص با چوب پرداختند.


جشنواره قصه گویی فرصت مناسبی هم برای دیدار با دوستان ارجمندی چون آقایان محمد جواد اولیا و حسین مسرت و همچنین مربیان پرتلاش کانوحسین مسرتن از جمله خانم دوست فاطمی ها بود.

       آقای حسین مسرت  که همدلانه جشنواره را یاری می داد و از دوستان صدیق مهدی آذر یزدی است به رغم تلاشش به دلیل بیماری بابای خوب قصه گوی بچه ها موفق به شرکت دادن ایشان در جشنواره نشده بود . گویا قرار است در صورت امکان ایشان در مراسم اختتامیه حضور یابد.

 

وبلاگ  مرغکستان نیز با تلاش آبی بی خانم در حاشیه ی جشنواره به انعکاس اخبار و گزارشهای جشنواره می پرداخت و شهد شیرین جشنواره را در فضایی به وسعت جهان می پراکند و می نوشاند.

امیدوارم با رونق و گسترش فعالیتهای فرهنگی برای کودکان و نوجوانان بتوانیم شاهد تحولات گسترده ای در ارتقا و اعتلای فرهنگی میهن عزیزمان ایران باشیم.
پس از نگارش :


برخی از غایبان جشنواره را در ادامه مطلب ببینید و بقیه را شما معرفی کنید : 
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 28 آبان1385   توسط محمد امامی  | 

 
یک نفر این جا هست

 که سوالی دارد ...

چه کسی پاسخ گوست؟

چه کسی هست که روشن کند این ذهن مرا

 و بگوید که چرا؟

کوله پشتی هامان پر از حرف قشنگ

حرف ها رنگ به رنگ

و صد افسوس که هنگام عمل

مشت هامان خالی است

از همین روست که هنگام شعار

هرچه مشت است گره خورده و بسته ست

چشم ها هم خسته ست

چه کسی پاسخ گوست؟

ما چه کردیم به جز چند شعار و شب شعر؟

خوردن کیک و سن ایچ

یک تجمع سر پیچ

و تحصن و همایش

و آخر هم هیچ....

چشم وا کن و ببین !

دور فکر من و تو

حلقه های کپک است

دست هامان همگی بی نمک است .

همتی باید کرد

تا که آدم بشویم

دست برداریم ز شعر و زشعار

ز قیافه  ز  اِفه

همتی باید کرد

مطئن باش که حل می شود این معضل عدل

اگر آدم بشویم

مطمئن باش که آن پیرزن کور و فقیر

آن پسر بچه ی تنها و یتیم

فقر را می فهمند

عدل را می دانند

قصه ی ما را هم

از همین روست به ما می خندند

من و تو آمده ایم 

تا که انسان بشویم

تا که بگشاییم بند ها از پی هم

عدل یعنی ز تعلق   ز منیت همگی وا بشویم

عدل یعنی پر  پرواز  پرستو بشویم

عدل یعنی من و تو  ما بشویم

عدل یعنی که نقاب از رخ خود بر بکشیم

عدل یعنی که بخواهیم که آدم بشویم ....
به نقل از وبلاگ دو رگه
+ نوشته شده در  یکشنبه 28 آبان1385   توسط محمد امامی  | 

زلزله جون، جیگر جون!

شعری از اسماعیل امینی
به مناسبت هفته ی کاهش بلایای طبیعی

آهای آهای خوشگله..................زلزله جون، زلزله

تکون تکونم بده..........................خودتو نشونم بده

زلزله جون چه ماهی ....................فدات بشم الهی

زلزله جون، جيگر جون.......... دنيا رو کردی ويرون

يه شب بيا غوغا کن................... همه رو کله پا کن

زمين رو چاک چاکش کن............... از آدما پاکش کن

بيا به دلم نيش بزن................... جيگرمو آتيش بزن

زلزله جون کجايی........................ آخ اگه تو بيايی

بيايی و ويرون کني............... همه چيزو داغون کنی

برجای طاق و جفت رو............... آدمای دم کلفت رو

آدمای حقه باز رو ................. مردای گيس دراز رو

زلزله جون چه نازی ................... ميای ترقه بازی

ميای کمی حال کنيم ................. نامردا رو چال کنيم

جارو جارو خاک‌انداز ................ بشکن و بالا بنداز

زلزله جون، عزيز جون ............. بيا و مارو بترسون

زلزله جون بيا که ....................... دلم واست هلاکه

پسرک لوسم بيا ......................... پيشی ملوسم بيا

بيا که تو اين دو هفته ................... خيلی دلم گرفته

گرفته راه ناودون .............. نه شعر مياد، نه بارون

تو رودی، من کويرم ................. بيا که برات بميرم

تو شاهی، من غلامت .......... زلزله جون می‌خوامت

زلزله جون، آتيش جون ......... قد و بالات رو قربون

واسم عکسات رو پست کن ..... بيا و آتيش درست کن

يه آتيش حسابي .......................... مث منقل کبابی

آخ نگو منقل نگو ................. قصه رو از اول نگو

کلاس اولم من ............................ کباب منقلم من

جيليز ويليز می‌کنه ................. آتيشم رو تيز می‌کنه

زلزله جون هنوزم ................... تو آتيشت می‌سوزم

ولی اينا رو ولش کن .......... قصه رو خوشگلش کن

تو خوشگلی، بلايی ........... چی می‌شه يه شب بيايی

بيای تو هير و ويری .............. حال همه رو بگيری

بلکه شلم شوربا شد ............ يه چيزی نصيب ما شد

+ نوشته شده در  سه شنبه 23 آبان1385   توسط محمد امامی  | 

     
        در آستانه ی برگزاری دومین جشنواره ی قصه گویی منطقه ای که قراره ۲۸ آبان ماه با پیام مهدی آذر یزدی کار خودش رو شروع کنه ، کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان استان یزد هم چندی است وبلاگی را با نام « مرغکستان » راه اندازی کرده است.
         به همین دو مناسبت شعر زیر رو امروز تقدیم می کنم به « مرغکستان» به امید شکوفایی و پویایی هر چه روزافزون همه ی فعالیتهای فرهنگی و هنری که محور اون کودکان و نوجوانان هستند:

شادی می آد دوباره !

آی قصه ، قصه ، قصه
آبی بی خانم نشسته

گروه ، گروه ، بچه ها
می آن مثل غنچه ها

آبی بی خانم قصه می گه
از غم و از غصه می گه

بچه ها غصه دارن
ابرا می آن می بارن

وقتی بارون می باره
شادی می آد دوباره

آبی بی خانم می خنده
در و رو به غم می بنده

از خوبی و صفا می گه
از مهر و از وفا می گه

از لوطی های زمونه
که خوبی هاشون می مونه

از کار و از تلاش می گه
از عشق و از صفاش می گه

باز غنچه ها باز می شن
مشغول آواز می شن

آمیز جواد خوشحاله
به غنچه هاش می باله

خدا کنه هماره
یه ریز بارون بباره

------------------محمد امامی ۲۳/۸/۸۵ ---------------------

* آبی بی خانم: نویسنده وبلاگ مرغکستان

** آمیز جواد: آقای محمد جواد اولیا رییس کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان استان یزد

+ نوشته شده در  سه شنبه 23 آبان1385   توسط محمد امامی  | 

متنی از جبران خلیل جبران

   کاش درختی بی شکوفه و بی میوه بودم
چرا که درد پر باری تلح تر از سترونی است
و رنج ثروتی که هیچ کس نمی پذیرد
عظیم تر از اندوه تهی دستی است که هیچ کس به او نمی بخشد
کاش چاهی خشک بودم
و مردمان در من سنگ می انداختند
زیرا تحملش بهتر و آسان تر از سر چشمه ی آب زنده بودن است
و مردم از کنارت بگذرند و اما ننوشند
کاش نی زیر پا افتاده ای بودم
چرا که بهتر بود از چنگی سیمین تار بودن
در خانه ای که سرورش انگشت ندارد
و کودکانش ناشنوایند
+ نوشته شده در  دوشنبه 22 آبان1385   توسط محمد امامی  | 

سید حسن خمینی فرزند سید احمد خمینی( در حاشیه شایعات گسترده

 در مورد بازیگر سریال «نرگس» )  

     
سید حسن خمینی فرزند یادگار امام (ره) چندی پیش اظهارات مهمی به زبان آورد که هنوز عده ای از بازتاب و انعکاس آن، می هراسند.
      وی گفت که  خداوند حفظ آبروي مومن را بالاتر از كعبه دانسته است ولي آيا در نزد ما نيز اين فرمان خدا اينچنين است؟
      اگر ادعا داريم كه اسلام ما حقيقي است پس اين همه تهمت و ريختن آبروي مومن از هر دسته و گروهي چه معني دارد؟
      آيا ما در جامعه‌مان به همان اندازه كه به ناهنجاري‌ها اهميت مي‌دهيم و با آن به مبارزه مي‌پردازيم، براي ديگر فرامين خدا هم تعصبي اينچنين نشان مي‌دهيم؟
       آيا برخورد با آدم دروغگو به همان اندازه برخورد با آدم بدحجاب است؟زهرا امیر ابراهیمی ( دختر کوچیکه ی شوکت )

●●●

زهرا امیرابراهیمی:
زهرا هزاران تكه شده است براي شما /
چرا باید چنین شهروندان بدون تعصب و حمیتی داشته باشم؟/
بد نيست ما مدعيان آزادي و انسانيت، خود را لحظه اي جاي ديگري بگذاريم

http://www.tik.ir/display/?ID=31101&page=1

●●●
      سيدحسن خميني با اشاره به روايتي درباره فقر پرسيد: آيا حساسيت ما نسبت به فقر در جامعه به اندازه حساسيتمان نسبت به موهاي خانم‌ها است؟ سيدحسن خميني در ادامه به خاطره‌اي از امام(ره) اشاره كرد و يادآور شد: بزرگواران نظام به ياد دارند زماني كه گروهي نزد امام رسيدند و از شنود مكالمات شخصي خبر دادند، ايشان بسيار از اين مساله ناراحت شد و به شدت با فرد خاطي برخورد كردند؛ چرا؟ چون در نزد ايشان حفظ آبروي مومن از هر چيزي بالاتر است.

     سيد حسن خميني با بيان اينكه در زندگي امام(ره) كسي جرات غيبت كردن نداشت به خاطره‌اي اشاره كرد و گفت: يكي از بزرگان حال حاضر كشور نزد امام آمدند و گفتند فلان گروه شما را قبول ندارند. حضرت امام گفتند مگر من اصول دين هستم كه حتما بايد من را قبول داشته باشند؟ فرزند يادگار امام(ره) با بيان اينكه هر قومي گناه خاصي دارد، گفت: گناه اهل علم حسد و گناه سياسيون تهمت و غيبت است، كسي كه عالم باشد و اسلام متناسبي را پيشه كرده باشد، قطعا نسبت به اين گناه‌ها حساسيت ويژه‌اي خواهد داشت.
متن کامل و بازتاب های آن  و برخی دیدگاههای مردم را در ادامه ی مطلب بخوانید:


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 22 آبان1385   توسط محمد امامی  | 


        ای کاش
ها در زندگی انسان نقش های بسیار جالبی دارند ! راستی اگر ای کاش ها نبودند معلوم نیست چه می شد ؟!
        اصلا آیا شما برای خود ای کاش دارید ؟!
        ای کاش شما چیست ؟!
        راستی ای کاش .....

+ نوشته شده در  یکشنبه 21 آبان1385   توسط محمد امامی  | 

       توی این مملکت ما چیزی که اصلا بها و ارزش نداره ، آبرو و حرمت انسان هست ! البته در حرف و شعار خیلی ها مدعی حافظ آبرو و حیثیت مردم هستند اما وقتی به میدان عمل نگاه می کنیم ، اثری از این حفاظت نمی بینیم!
        این موضوع بسیار مهم و شیوه ی نامیمون رفتاری تنها مربوط به عرصه ی سیاست یا اقتصاد یا فرهنگ و هنر و یا عرصه ی خاصی نیست بلکه با گسترش آن در تمامی عرصه ها رذیله ی اخلاقی جامعه ی ما را هویدا می کند.
        وقتی برخی بزرگان از ریختن آبروی مومن که در اسلام ارزشش بالاتر از خون او دانسته شده ابایی ندارند هتک حیثیت و آبروی انسانها توسط آدمهای معمولی و برخی شیادان و منحرفان با نفوذ در جمع  ورزشکاران ، هنرمندان صدا و سیما و سینما ، سیاستمداران و احزاب و گروههای سیاسی و مذهبی و ... جای شگفتی ندارد ! تا اینکه این روزها دست از رفتگان هم بر نمی دارند و آنها نیز مورد تاخت و تازهای غیر اخلاقی قرار می گیرند و افکار عمومی را جریحه دار می سازند.
آنچه در این سالها و ماهها و روزهای اخیر در زمینه هجوم و تعرض به مرزهای اخلاقی خانواده ها و مردم و اجتماع مشاهده می شود ، دل هر انسانی را به درد می آورد.
انتشارعكس های خانوادگي و خصوصی بر روي  جايگاههای اينترنتي ناشناس، خريد و فروش گسترده ی فيلم و لوح فشرده مراسم ازدواج افراد مختلف ، تصويربرداري تلفنهاي همراه و دوربينهاي كوچك از محافل خصوصي و انتشار آن و ....!
امروزه فنآوري اطلاعات علاوه‌ بر مزايا و فواید بيمشارخود ابزارهاي جديد و در عين حال كارآمدي را در اختيار مهاجمان مرزهای اخلاقی جامعه قرار داده و با سو ء استفاده ‌از فناوري‌هاي اطلاعاتي و ارتباطي ، جامعه را با سير رو به رشد جرايم مختلفي در زمينه محتوا، صوت و تصوير مواجه كرده است.

          گزارش‌ها و اخبار فراوانی كه در این سالها و روزها درباره اخاذي و هتك حرمت از طريق تحريف ، انتشار و افشاي اسرار ، تصاوير، فيلم و صداي افراد خصوصي ، خانوادگي يا حقوقي از طريق سيستم‌هاي رايانه‌اي، تلفن همراه ‌و شبكه اينترنت منتشر شده گوياي روند صعودي ارتكاب چنين جرايمي در سطح كشور مانيزاست. 
         ... و این پرسش در ذهن ها نقش می بندد که حافظان حریم اخلاق در جامعه ی ما چه می کنند و چرا تا کنون نتوانسته اند مرزهای اخلاقی جامعه را ایمن ساخته و با این پدیده ی اجتماعی برخوردی مناسب نمایند؟!
          چرا به رغم بروز و وجود این پدیده ی دلخراش و ضد اخلاقی، و با وجود ايجاد بخش مختص به‌جرايم رايانه‌اي در نيروي انتظامي و قوه قضاييه ما هنوز قانون خاص مصوبي درباره جرايم رايانه‌اي نداريم؟!

          یک روز شاهد اهانت و توهین به شخصیتهای سیاسی و مذهبی و بردن آبروی آنان، روز دیگر مشوش نمودن چهره ورزشکاران سرشناس ، روزی دیگر درنوردیدن محیطهای خصوصی و شخصی مداحان و هنرپیشگان ، و این روزها تعرض به بزرگانی که در جمع ما نیستند و به دیار باقی شتافته اند !

        به راستی چه باید کرد ؟!
        آنچه مسلم و واضح است این است که پدیده های اجتماعی را نمی توان با برخوردهای فردی سامان بخشید ، اما دست روی دست گذاشتن نیز معضل را پیچیده تر خواهد کرد و باید دست اندرکاران به راهکارهای فرهنگی ، قانونی ، قضایی بیش از پیش توجه کرده و امنیت جامعه و مرزهای اخلاقی آن را تضمین کنند.
       و آنچه بیش از همه بر اخلاق و رفتار عمومی جامعه تاثیر خواهد گذاشت ، الگوهای رفتاری و اخلاقی است که مردم از بزرگان و گروههای مرجع خویش به عینه مشاهده می کنند و همچنین الگوهایی است که از رسانه ها به ویژه رسانه ی ملی ترویج می شود.

+ نوشته شده در  دوشنبه 15 آبان1385   توسط محمد امامی  | 

در جدیدترین دسته بندی وبلاگها ، یکی از بلاگرهای یزدی ، وبلاگها و وب سایت ها را در دو دسته ی « صدادار» و «بی صدا» طبقه بندی نموده و سپس به تشریح و تبیین دیدگاه خود در این زمینه پرداخته است.

      با تولد «وبلاگ» به عنوان یک پدیده ی ارتباطی و اجتماعی ، در محیط اجتماعی ایران این امکان برای آحاد جامعه ایجاد شد تا بتوانند با کمترین امکانات، صدای خود را به گوش دیگران برسانند.
      بنابر این فضای مجازی وبلاگ و اینترنت این قابلیت را داراست که همگان بتوانند با فراهم کردن محیطی رایگان و آسان در این عرصه ی اجتماعی حضور داشته باشند و حرف بزنند و صدای خود را منعکس کنند. 
       امروزه وبلاگ یک رسانه ی فردی و گاهی جمعی است که صدای حیات فرد و یا جمعی را در جامعه انعکاس می دهد و علاوه بر اینکه پاسخی آشکار به بخشی از نیازهای درونی مخاطبان و ابزاری کارآمد و کارکردی برای سامان دهی به زندگی امروزی است ، زمینه ی مناسبی برای شناختن زوایای پنهان یک جامعه و اعضای آن را فراهم می کند.
       وبلاگها و وب سایت ها ،  امروز فرصت مناسبی را فراهم آورده تا فضایی چندصدایی را در انبوه رسانه ها و جامعه ی کنونی که بیشتر به همصدایی و تک صدایی است ایجاد نمایند و به نوعی نیاز بخش عمده ای از مخاطبان را تامین نمایند. به این لحاظ هیچ وبلاگی بی صدا نیست و هر یک به فراخور بضاعت ، توانایی ، تخصص ، انگیزه ، علاقه مندی ، دانش و مهارت خود دارای مخاطبانی کم و بیش هست. در این میان با توجه به تاثیر بارزی که وبلاگ ها به عنوان حاملان و انتقال دهندگان پیام  در شکل دهی فرهنگ عمومی و افکار عمومی می توانند داشته باشند ، وجود گوش هایی شنوا نیز ضرورت می یابد.
البته در این بین می توان گوش ها را دسته بندی کرد:
گوشهای شنوا
گوش های کم شنوا
گوش های ناشنوا
گوشهای شنوا همه ی صدا ها را می شنود
گوشهای کم شنوا خود به دو گونه است:
    گوش هایی که اصولا کم شنواست و از دریافت و شنیدن به موقع پیام ها عاجز است و با ابزارهای کمکی نقص خود را جبران می کند!  
    گوش هایی که اصولا کم شنوا نیست ولی هرگاه بخواهد می شنود و هرگاه منافعش ایجاب کند قدری در شنیدن تاخیر دارد!
و اما گوش های ناشنوا نیز به دو گونه است:
    گوش هایی که اصولا ناشنواست و تکلیفش روشن است و برای شنیدن ناچار باید از روش های دیگر ارتباطی بهره جست!
    گوش هایی هم هست که اصولا کر نیست ولی بسته به منافعش کر می شود و یا صاحبش خود را به کری می زند !

     ... الغرض :  وبلاگ ها دائم در کار تولید صدا و پیام هستند و محتواهای فضای اینترنت را شکل می دهند ، صدای وبلاگستانی که معرف یک فضا و جامعه ی چندصدایی باشد و انواع  گرایشهای فکری در آن حضور داشته باشد ، شایسته ی شنیدن است ،  لذا آنها که دغدغه ای برای اجتماع ، فرهنگ ، اقتصاد ، سیاست و ... جامعه دارند باید برای شنیدن این پیامها و حرفها و صداها ، گوش های خود را تیز کنند و آنها را بشنوند و بهترین صداها و پیامها را انتخاب کنند و از آن بهره ببرند.

+ نوشته شده در  یکشنبه 14 آبان1385   توسط محمد امامی  | 

      انتخاب تیتر نه تنها در روزنامه نگاری کاربرد دارد ، بلکه در روابط عمومی نیز کاربرد فراوانی می یابد.
        با مراجعه به سازمانها و ادارت و نگاهی به تابلوهای اعلانات آنها و همچنین مشاهده ی برخی جایگاه های اینترنتی توجه به این موضوع اهمیت مضاعفی خواهد یافت. 
            در قسمت بالای اطلاعیه هایی که از سوی روابط عمومی ها منتشر می شود عنوان یا تیتر  « اطلاعیه » انتخاب شده است که موضوع تیتر نه تنها جذابیتی را برای مخاطبان ایجاد نمی کند بلکه ممکن است به خاطر شباهت تیتر ها ب جدید با تیترهای قبلی مخاطب را از دسترسی به محتوای پیام یا اطلاعیه محروم سازد.
      در حالی که می توان با بهره گیری از تکنیک تیترزنی و انتخاب واژه هایی مناسب تیتر مناسبی به جز
« اطلاعیه »
برای اطلاعیه انتخاب کرد و مخاطب را به متن اطلاعیه کشاند. تیتر اطلاعیه ، در واقع قلاب روابط عمومی برای کشاندن مخاطبان به محتوای اطلاعیه هاست.  
        بنابر این اطلاعیه هایی که برای آن تیتر مناسب انتخاب می شود با اقبال مخاطبان روبرو می شود و انتخاب نکردن تیتر مناسب برای آن و بسنده کردن به تیتر تکراری و همیشگی و غیر جذاب اطلاعیه موجب انتقال نشدن پیام اطلاعیه و مورد توجه قرار نگرفتن محتوای آن توسط مخاطبان می شود.
       موضوع انتخاب تیتر به اطلاعیه محدود نمی شود و تیتر اخبار و مطالب مندرج در جایگاه اینترنتی و تالارهای گفت و گو را نیز در بر می گیرد. کوتاه و موجز بودن، توانایی ترغیب خواننده به متن اطلاعیه یا پیام یا خبر ، توانایی در تفکیک اطلاعیه ها و خبرها و پیامهای متفاوت از یکدیگر، و ... همه از جمله ویژگی هایی است که اهالی روابط عمومی و کسانی که دغدغه ی جذب مخاطب دارند باید به آن توجه داشته باشند.
+ نوشته شده در  سه شنبه 9 آبان1385   توسط محمد امامی  |