روزگار جنگ و آشتی ها
جمع و تفريق هـــا
ضرب و تقسيم ها
بنگريد . . . طول تاريخ را
بنگريد . . . پيرامون تان را
نمی بينيد چگونه جدالی است
ميان گرمی و سردی ٬ شب و روز٬ سکوت و غوغا
و نمی بينيد آشتی شب و سردی و وحشت يخبندان را
نمی بينيد ظالمان ظلمت٬ چه سان دور هم جمع آمده اند تا مظلومان را از زندگی آزاد ٬ تفريق کنند؟
نمی بينيد و نمی شنويد ؟
نيشخندهای ابليس را . . . برق شمشير را ؟
نمی بينيد ضرب گلوله را که چه سان قلب اتحاد را به تقسيم می نشيند ؟
آه عجيب روزگاری ست . . . وحشت دنيای رياضيات
و رياضت . . . برای کيست ؟
و رياضت . . . برای چيست ؟
بياييد هندسه را درس آسانی نگيريم !
که اين خط و خطوط ٬ عاقبت کارشان را خواهند کرد !
من نمی دانم خاصيت خطوط شکسته در چيست ؟
که هميشه زحمت زاست
و مبحث خطوط راست٬ کم جاذبه می باشد
اين دايره ها . . . اين مثلث ها
اين سينوس و کسينوس ها را
دست کم نگيريم
بياييد دايره ها را دوباره بشناسيم
مثلث را دوباره تعريف کنيم
دايره٬ خطی نيست که فقط
نقطه ای را از همه سو در بر دارد
دايره٬ حصر و حصار نقطه های بی پايان است
و مثلث٬ سه ضلعی منتظمی است٬ که باز
نقطه های بی پايان را
در بند کشيده است
من و تو نقطه های صفحه ی این دورانيم
نگذاريم دايره ها٬ فکرمان را حلقه زنند
نگذاريم مثلث ها
ما را قربانی خود سازند
بشکنيم طلسم
اضلاع زر و زور و تزوير را
و بدانيم که توان های کوچک هم
می توانند بی نهايت باشند
هشدار . . . که راديکال ها حذف می گردند
. . . و خنجر انتگرال٬ بازگشت به تابع هاست.
محمد چرخی ۳۱/۶/۱۳۷۰
دوستی رسم خوشايندی است
هم صحبت نسيم و شقايق خواهی شد
از سياره خاموش خلوت خويش٬ در آسمان انتظار ما٬ با نوشتار دلت٬ پلی بساز و قدم در ستاره روشن دوستی بگذار تا کهکشان همدلی٬ فروغی تازه یابد.
به نام خدا
واژه ها دارای نيروبخش ترين عواطف و برانگيزاننده ترين احساسات هستند
بيوگرافی محمد امامی